در حال دریافت تاریخ...

معرفی کتاب؛ فقط آمده بودم یك تلفن بزنم + فایل صوتی

«فقط آمدم یک تلفن بکنم» داستان زنی به نام «ماریا دِ لا لوس سروانتس» است که در راه سفر، ماشینش در بیابانی از کار می‌افتد و او فقط می‌خواهد تلفن پیدا کند و به شوهرش زنگ بزند. اما بر اثر یک بدفهمی هولناک، سوار ماشینی می‌شود که بیماران یک آسایشگاه روانی را جابه‌جا می‌کند و وقتی به آن‌جا می‌رسد، کسی حرفش را باور نمی‌کند. هرچه بیشتر تلاش می‌کند ثابت کند دیوانه نیست و فقط گرفتار شده، بیشتر در سازوکار بی‌رحم و بسته‌ی آن محیط فرو می‌رود. شوهرش هم به‌تدریج دچار تردید می‌شود و همین، راه نجات او را دشوارتر می‌کند.

گابریل گارسیا مارکز در این داستان کوتاه، با نگاهی تلخ و گاهی طنزآمیز، نشان می‌دهد چطور یک سوءتفاهم ساده می‌تواند انسان را از هویت، آزادی و حتی اعتماد به ادراک خودش محروم کند. ترسناک‌ترین بخش ماجرا شاید این نباشد که دیگران او را دیوانه می‌دانند؛ بلکه این است که کم‌کم خودش هم نمی‌داند باید به چه چیزی اعتماد کند.

معرفی کتاب؛ ناتور دشت + فایل PDF

«فقط آمده بودم یک تلفن بزنم» داستانی درباره قدرت نهادها، تنهایی انسان و شکنندگی مرز میان عقل و جنون است؛ داستان زنی که برای چند دقیقه کمک خواست، اما در جایی گرفتار شد که خروج از آن به این سادگی‌ها ممکن نبود.

شاید سؤال اصلی داستان این باشد:
اگر هیچ‌کس حرفت را باور نکند، از کجا می‌فهمی هنوز خودت را گم نکرده‌ای؟

لینک کوتاه این مطلب:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


پیمایش به بالا